
متن مداحی
من می خوام به پات تمنا بیارم اشکم و برا مداوا بیارم پیش دست تو خجالت می کشم تو خونه دستم و بالا میارم من می خوام مثل بهار گریه کنم بشینم با ذوالفقار گریه کنم تو دلت پره منم دلم پره پس کمی بخواب بذار گریه کنم اومدن توی خونم قدم زدن توی کوچه بچه هام و هم زدن شبا دیگه دور هم جمع نمی شیم بد جوری زندگیم و بهم زدن چه جوری من پرم و بلند کنم از زمین همسرم و بلند کنم توی کوچه زدنت روم نم یشه پیش مردم سرم و بلند کنم شب آخر با تو صحبت می کنم از همه به تو شکایت می کنم سه ماهه زحمت من رو دوشته دیگه فردا رفع زحمت می کنم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.