
متن مداحی
من چه قدر با روزای قبلم فاصله دارم ... قدر تموم قافله بابا آبله دارم ... حالا اومدی ، حالا که دیگه رقیه افتاده از پا اومدی ... حالا که بار سفر بستم از این دنیا اومدی ... عمو عباسو نیاوردی چرا تنها اومدی ... از وقتی که رفتی من کارم به جز هق هق نیست ... دیگه رقیه ات بابا ، رقیه ی سابق نیست ... من الذی ایتمنی ... منی که اصلا یه ماهه از تو خبر نداشتم ... طعنه شنیدم برای این که پدر نداشتم ... حالا اومدی ، خوابن حالا که تموم دخترای شام اومدی ... حالا که نمی تونم بگم اومد بابام ، اومدی ... حالا که سفید شد از نبودنت موهام ، اومدی ... عقیقتو بخشیدی به ساربان ، فهمیدم ... منم النگوهامو به این و اون بخشیدم ... من الذی ایتمنی ... تا که سرتو این جوری دیدم ، خیلی دلم سوخت ... منم شبیه موی سر تو ، موی سرم سوخت ... از غصه پرم ، خیلی از نبودن داداش علی اکبر دلخورم ... معلومه اگه نباشه من همش سیلی می خورم ... افتادم روی زمین ولی نیوفتاده چادرم ... دیگه تموم شد حرفام ، طبق رو بردار عمه ... بگو حلالم کردی ، خدا نگه دار عمه ... من الذی ایتمنی ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.