
متن مداحی
من که از روز ازل با تو سفر میکردم شب تنهایی خود با تو سحر میکردم لیک از جور فلک از تو جدا گردیدم دیده از داغ غمت پر ز گوهر میکردم تن تو بر ته گودال من آن روز سیاه با سر غرق به خون تو سفر میکردم تن مجروح مرا سنگ نوازش میداد اگر از ناقه به روی تو نظر میکردم هم سفر آرزوی خواهر تو نیست جز این کاش یک بار دگر با تو سفر میکردم (حسین)
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.