
متن مداحی
من که با تو همسفر بودم دیگه از امشب بی خبر بودم شب هجران من و تو شب مرگه منه نمیدونی این دل من چه شوری میزنه گریه میکنم داداش غریب کربلا شده پر عطر سیب ای حسین غریب ای حسین غریب جون زینب یک کمی آروم حنجرت کاشکی که نشه معلوم جون زینب رو میگیره نگاه آخرت یک کمی اهسته تر رو برسه خواهرت داری میبری دل خواهر رو ببوسم داداش زیر حنجر رو ای حسین غریب ای حسین غریب حالا بعد از بی علمداری مارو تو این دشت به کی میسپاری میری و من رو میذاری بین درد و غما دست زینب رو میبنده دست نامحرما خوندم از چشات نگرونیتو نبینم یه وقت سر خونیتو
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.