
متن مداحی
من که با قدرتِ ایمانِ خودم با همه جانِ خودم با همین گریه یِ من، همه یِ شهر شده گوش به فرمان خودم عَلَمِ عزت و ایثار شدم همرهِ خواهرِ تو با رجز هایِ دلم من علمدار شدم، من علمدار شدم شد اسیرِ نفسِ حیدری ام، همه ی شام، خراب خاطرت جمع که من بیدارم، پدر خسته ی من، خاطرت جمع بخواب این دل تنگم غصه ها دارد گوییا میل کربلا دارد شبِ تاریکی و بی تابی و، من و عمه، عمه زینب شبِ تنهایی و جان، رسیده بر لب بابا، کاش در کرببلا، یا به مقتل، یا به خیمه، یا کنارِ علقمه میمردم بابا، کاش در کرببلا، یا به نیزه، یا به شمشیر، یا در آتش، مثل فاطمه میمردم بابا، تو که رفتی، من همسفرِ سرت شدم پا به پایِ، علی اصغرت شدم شبِ تاریکی و بی تابی و، تنهایی زائرِ مادرت شدم این دل تنگم عقده ها دارد آرزوی مردن جای تو را دارد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.