
متن مداحی
مِهر تو را به عالم امکان نمیدهم این گنج، پُربهاست من ارزان نمیدهم گر قطرهای ز آب فراتم شود نصیب آن قطره را به چشمهی حیوان نمیدهم بر سر غلامیِ تو مرا تاج افتخار این تاج را به افسر شاهان نمیدهم نام تو را به نزد اَجانب نمیبرم این اسم اعظم است، به شیطان نمیدهم گر انتخاب جَنّت و کویت به من دهند کوی تو را به روضهی رضوان نمیدهم جان میدهم به شوقِ وصالِ تو یا حسین تا بر سرم قدم نَنِهی جان نمیدهم ***** حاجیان جَمعند دورِ هم، همه پس کجا رفته حسینِ فاطمه حج او داغِ جوانان دیدن است دور نعش اکبرش گردیدن است او به جای موی سر، سر میدهد قاسم و عباس و اکبر میدهد آورود حجی که قربانش کنند در یَمِ خون سنگبارانش کنند کعبهاش خون، زمزمش اشکِ شب است در قفایش نالههای زینب است **** از آن زمان که در این دشت غمفزا برسیدم نه صبر مانده به دل نه به تن قرار از اینکه خیمهی مارا زنی به جانب پستی نهفته سری و خواهد شد آشکار برادر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.