
متن مداحی
مه کاسه بگیر حُسن رویت خورشید خجل ز ماه رویت روزی که گِل مرا سرشتند نامت به کتاب دل نوشتم ای عطر گل یاس، یا حضرت عباس ای معدن احساس، یا حضرت عباس خورشید مدینه یا ابالفضل امید سکینه یا ابالفضل چو دید تشنۀ لبهای خشک او دریاست به آب خیره شد و نالهاش ز دل برخاست که آب از چه نگردیدی از خجالت آب تو موج میزنی و تشنه یوسف زهراس ز یک طرف تو زنی نعره از جگر در بند ز یک طرف به حرم بانگ العطش برپاست قسم به فاطمه هرگز تو را نمینوشم که در تو عکس لب خشک سید الشهداست ز خون دیدۀ من روی موج بنویسید که از تمامی اطفال تشنهتر سقاست خدا گواه است که با چشم خویشتن دیدم سکینه را که لبش خشک و دیدهاش دریاست درون بحر همه ماهیان به هم گویند حسین تشنه و سیراب وحشی صحراست نوشتهاند به لبهای خشک من ز اّزل که تشنه کام گذشتن ز بحر شیوۀ ماست ز شیر خواره برایت پیام آوردم پیام داده که ای آب غیرت تو کجاست صدای نعرۀ دریا به گوش جان بشنو که موج آب همین ترفه بیت را گویاست سلام خالق منان سلام خیر الناس سلام خیل الشهیدان به حضرت عباس ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.