
متن مداحی
موهامو شونه کنید، داره میاد بابا میاد منو ببره، میدونه چقدر تنهام بیا که خسته شدم بابا، فقط تو رو میخوام نیومدی بال و پرم سوخت تو کوچهها موی سرم سوخت انقده دلتنگ تو بودم، برام دل اهل حرم سوخت دردای من دوا نمیشه، چشای بسته وا نمیشه عمه برام غذا آورده، اما اینا برام بابا نمیشه شب تا سحر خدا خدا میکنم با گریه بابامو صدا میکنم... ممنون بابا که با این، محاسن خونی یادت نرفته منو، اومدی به مهمونی خیلی خوش اومدی ای ماه شکسته پیشونی زیر تگرگ تازیونه، تنم مثه برگ خزونه موهام داره لحظه به لحظه، سفید میشه دونه به دونه روز و شبم هول و هراسه، پیروهنم کهنه لباسه انقدر عوض شدم که جز تو، بابا کسی منو نمیشناسه (شب تا سحر خدا خدا میکنم، با گریه بابامو صدا میکنم اومدی اما بغلم نکردی، کاشکی که روی نیزه برنگردی)۲ بابا ببین که چقدر، خسته و بیجونم بسکه گرسنمه از، شبی که ویرونم نشد چیزی بخورم آخه، شکسته دندونم لحظهای که میخوام بخوابم، یه خاطره میده عذابم چشامو که رو هم میذارم، تو فکر اون بزم شرابم هر دوی ما خستهی خسته، زخما رو چهرمون نشسته تو رو با خیزرون منو با سیلی، دندون هر دومون شکسته رو دامن منی سرت رو نیزه، کاشکی سر منم بره رو نیزه شب تا سحر خدا خدا میکنم، با گریه بابامو صدا میکنم...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.