
متن مداحی
موهامو شونه کنید داره میآد بابام میآد منو ببره میدونه چه قدر تنهام بیا که خسته شدم بابا فقط تورو میخوام نیومدی بالو پرم سوخت تو کوچهها موی سرم سوخت انقده دلتنگ تو بودم، برام دل اهل حرم سوخت دردای من دوا نمیشه چشای بسته وا نمیشه عمه برام غذا آورده اما اینا برام بابا نمیشه شب تا سحر خدا خدا میکنم با گریه بابامو صدا میکنم ممنون بابا که با این محاسن خونی یادت نرفته منو اومدی به مهمونی خیلی خوش اومدی ای ماه شکسته پیشونی زیر تگرگه تازیونه، تنم مثل برگ خزونه موهام داره لحظه به لحظه سفید میشه دونه به دونه روز و شبم هول و هراسه، پیروهنم کهنه لباسه انقدر عوض شدم که جز تو کسی منو نمیشناسه شب تا سحر خدا خدا میکنم با گریه بابامو صدا میکنم اومدی اما بغلم نکردی کاشکی که روی نیزه برنگردی شب تا سحر خدا خدا میکنم با گریه بابامو صدا میکنم بابا ببین که چه قدر خسته و بیجونم بس که گرسنمه از شبی که ویروونم نشد چیزی بخورم آخه شکسته دندونم لحظهایکه میخوام بخوابم یهخاطره میده عذابم چشامو که رو هم میذارم، تو فکر اون بزم شرابم هردوی ما خستهی خستهزخمارو چهرموننشسته تورو باخیزرونمنوباسیلیدندون هردومونشکسته رو دامن منی سرت رو نیزه کاشکی سر منم بره روی نیزه شب تا سحر خدا خدا میکنم با گریه بابامو صدا میکنم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.