
متن مداحی
موی تو شام تیره و رویت سپیده است نور امید زان رخ زیبا دمیده است چشمت میان صف زده مژگان گرفته جان در پایتخت ناز چه خوش آرمیده است آن خال دل ربا که بود بوسه گاه حُسن چون جان عاشقان تو بر لب رسیده است با خط ابروان سیاه تو دست سرخ بر حسن دیگران خط بطلان کشیده است هم نام و هم صدا و شبیه پیمبری خلقت نکو و جمله صفاتت حمیده است روز ظهور تکیه چو بر کعبه می کنی آید ندا که قبله ی دل ها رسیده است اکنون به انتظار قیامت نشسته ایم اشک تو صبح و شام به عارض چکیده است دانم شها که مایه ی عذر تو کربلاست آنجا که دست صبر گریبان دریده است آنجا که دست شسته ز جان ماه علقمه از بار غصه پشت امامت خمیده است آنجا که از حرارت جان سوز تشنگی اکبر زبان خشک پدر را مکیده است آنجا که گشته است جدا گوش و گوشوار آن جا که حلق تشنه ی اصغر دریده است آن جا که ذوالجناح سراسیمه خون چکان تا خیمه گاه زینب کبری دویده است
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.