
متن مداحی
مو پریشونم، نیستی گریونم خیلی بیحالم خیلی بیجونم نفس نفس تو سینه حبسه تو این خرابه میلرزم و میبینی حالم چقدر خرابه دلم بابا تنگته، دلم بابا تنگته میبینی که بابا چقدر پژمردهم همهش سه سالمه ولی افسردهم چه خوب میشد کنار تو میمردم اومدی پیشم پُرِ تشویشم با سرِ خونین زدی آتیشم سر تو رو بغل میگیرم با حال خسته به من بگو کی دندونت رو زده شکسته منم شدم مثل تو، منم شدم مثل تو چی اومده به روزگارم بابا نداره سو چشمای تارم بابا بمون یه شب دیگه کنارم بابا ای کس و کارم، خیلی غم دارم تاول پاهام میده آزارم رو صورتم نشسته جا ضربههای سیلی بابا ببین که حالِ من گریه داره خیلی چشمام شده تارِ تار میبینی که بال و پرم میسوزه بابا تموم پیکرم میسوزه از نوک پا تا به سرم میسوزه مَنِ الّذی اَیتمَنی بابایی...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.