
متن مداحی
مژده ای تقویمها بوی بهاران آمده فصلِ یخبندانِ دلتنگی یه پایان آمده سفرهدارِ سی شبِ ماه مبارک السّلام پهن کن خانِ وسیعت را، که مهمان آمده اوّلِ ماه آمدم با کولهی شرمندگی باز کن آغوش گرمت را پشیمان آمده معصیت قبل گرفتارِ مرا بیمار کرد دردمند دامها، دنبال درمان آمده خلق از من رو گرفتند و تو رو کردی به من این تویی که وقت تنهایی شتابان آمده تو نبودی منجلاب نفس، غرقم کرده بود ریسمان لطف تو در اوج بحران آمده با همین آلودگیها دوستت دارم خدا عاشقت با نیت جبران خسران آمده هر زمان بیکس شدم زهرا به فریادم رسید چادر مادر به دست طفل گریان آمده لانهام طوس است، جلدِ آستان مشهدم این زبانبسته به پابوسی سلطان آمده در جواب هر رضا مستانه گفتم مرتضی مزهی انگور حیدر زیر دندان آمده من به این و آن سپردم در نجف خاکم کنند وقت کفن و دفن میبینم پدر جان آمده بیقرارم، مایهی آرامش من کربلاست بر مشامِ جانِ من عطری زِ جانان آمده روزهدارِ تشنه ذکرش میشود عطشان حسین یاد شاهی که تکوتنها به میدان آمده عاقبت کهنه حصیرِ دِه تنش را جمع کرد چه بلایی بر سر آن جسم عریان آمده
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.