
متن مداحی
مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع حسین وای، حسین وای از زخم تنت معلومه دِشنه به تنت کوبیدن دندونتو میگه نیزه توی دهنت کوبیدن تصویر تو توی صحرا افتاده بمیرم داداش از بس که با نعل تازه روی بدنت کوبیدن بنویسید حسین، سخت بیتاب شد و آب نخورد بنویسید قمر وارد آب شد و آب نخورد بنویسید حسین، نیزه در نیزه تنش را ندوخت بنویسید دروغ چادر زینب صغری نسوخت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.