
متن مداحی
مگه میشه فاطمیه بشه آسمون نگیره مگه میشه بگی زهرا دل مرده جون نگیره مگه میشه غربت تو گریمونو درنیاره تقصیر چشای ما نیست اسم زهرا گریه داره فاطمیه که میشه سیاهی از شهر ما دوره مثل محشر صورت گریه کنا چشمه ی نوره پرچم سیاه روضه مثل مشعل سپیده مارو میبره سر قبر تو خورشید شهیده میدونم تموم عمرت واسه عالم یه نفس بود اگه هیجده ثانیم میاومدی به دنیا بس بود که طناب کل تاریخو به آسمون ببندی همه رو به گریه بندازی بری خودت بخندی یه غزل مرثیهای با صد تا مثنوی حماسه یه غزل مثنوی که پر از یه مرد ناشناسه مردی که جلو همه مثل یه فریاد بلنده اما حالا پیش تو بیشتر شبیه التماسه به کدوم گریه کنه تلخی لبخندِ رو لبهات یا به قطرههای خونی که رو در، روی لباسه نمیخوام روضه بخونم آسمون طاقت نداره اینو گفتم که نگن روضه رو خوب نمیشناسه تو همون دریای نوری که تو ساحل طلائیت پر سوخته ی فرشته ریخته جای شن و ماسه برای گفتن از اون مضمونی که لطیف ترینه شاعرا واژه ندارن هی میگن که گُل یاسه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.