
متن مداحی
میخوام نگات کنم اگه بذاره سیل اشکام ... میخوام ببوسمت اگه نسوزه زخم لب هام ... میخوام برات بگم چرا کبوده زیر چشمات ... شب بود و سوز سرما تو صحرا ... افتادم از رو ناقه رو خاکا ... چشمامو وا کردم دیدم زجرو ... لکنت گرفتم و گفتم بابا ... این قدر موهامو نکش ... آخه چی میخوای تو از جون من ... سیلی به صورتم نزن ... با دست سنگینت نزن ... می دونی بعد رفتنت به روزم چی آوردن ... می دونی دست حرمله سه سالت رو سپردن ... می دونی مجلس شراب چه جوری ما رو بردن ... تا دیدی غربت خواهرهاتو ... بین تشت دیدم اشک چشماتو ... بند اومد زبونم وقتی دیدم ... دست خیزرون چه کرده با تو ... گفتم نزن بابای منو ... لب هاشو زهرا بوسه زده ... دندوناتم مثل منه ... چی به روز سرت اومده ... خبر داری که خواهرت شده قامت شکسته ... خبر داری که می خونه نمازش رو نشسته ... خبر داری که بردنش تو شهر با دست بسته ... منو صحرا به صحرا بیرون کشیدن زیر دست و پا ترسیدم وقتی به خاطر من داد زدن سر عمه نامردا هی گفتم اگه بودمو کی می تونست مارو بزنه ... بابا هنوزم جای پاشون رو چادر عمه و منه ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.