
متن مداحی
میخوام برات روضه بخونم آقا غم به دل شماست میدونم آقا یه روزی دستای علی رو بستن بازوی مادر تو رو شکستن جوری لگد زدن اون در شکست من چی بگم پهلوی مادر شکست نالهی مادر تو مدینه پیچید دل حسن توی خونه میلرزید درد اونو فقط یه زن میدونه فضّه بیا فضّه بیا میخونه وای من و وای من و وای من میخ در و سینه زهرای من در وسط کوچه تو را میزدند کاش به جای تو مرا میزدند فضّه داره با نالههاش قلبمو از جا میکنه هرکی با هرچی دستشِ مادر ما رو میزنه من نمیگم شما بیاید دست بابامو وا کنید فقط میگم مغیره رو چارهای بر این غم سربار کن بعدا برو یک دعا در این شب دشوار کن بعدا برو تو که روی حرف من حرفی نداری فاطمه راه مرگم را خودت هموار کن بعدا برو آخرش بی اذن تو پوشیه را برداشتم شکوهای از مشت ناهنجار کن بعدا برو آخرین ویرانه را خانه تکانی بهر چه فکر خون مانده بر دیوار کن بعدا برو با دعای تو دل همسایهها راضی شده لا اقل نفرین به این مسمار کن بعدا برو بازویت که پر ورم هر دندهات که جا به جا هرچه را که دیدهام انکار کن بعدا برو روزه نذرت کردهام یک بار دیگر پا شوی لااقل پیشم بمان افطار کن بعدا برو ناسزاهایی شنیدم از همه وقت سلام فکر داغ حیدر کرّار کن بعدا برو هرچه گفتم گوشواره کو حسن چیزی نگفت جان من یک بار تو اصرار کن بعدا برو ممنونم اگر نروی میمیرم اگر بروی زهرا تو پناه منی گرمی ده حال منی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.