
متن مداحی
میدونی کربلا چه وقت دیدن داره وقتی که دم اذون مغربش هوای شهر بارونه نمی دونم چرا دلم پر آشوبه فهمیدم همیشه عشق لیلی زینت قلب مجنونه حالا که نشد مربلا برم یه جورایی ازرده خاطرم ارزوم و نمی خوام زیر گل ببرم کربلا منم و این حرم من و دو تا گلبرگ تنهایی منم و شهری که شبای جمعش هست رویایی منم و دستای کریم اربابم ثار الله منم و اون نگاه پر تب و مهر زهرایی شبای حرم یادم نمیره میدونی دلم بد جور اسیره مادر تو می دونم دستم و میگیره کربلا این دل تنگم عقده ها دارد گوییا میل کربلا دارد یه مادری تو کاروون پرشونه فرزنده تا که نگاش می افته شیش ماهش داره می خنده تو کاروون دل سه ساله ای غصه چون داره دلش و به عمو ابالفضلش می بنده میگه عمو اروم جونمه عمویی تموم وجودم روی دوشش همه دنیا زیر پرمه ابالفضل
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.