
متن مداحی
میدونی کربلا چه وقت دیدن داره وقتی که دم اذون مغربش هوای شهر بارونه نمی دونم چرا دلم پر آشوبه فهمیدم همیشه عشق لیلی زینت قلب مجنونه حالا که نشد کربلا برم یه جورایی ازرده خاطرم ارزوم و نمی خوام زیر گل ببرم کربلا منم و این حرم من و دو تا گلبرگ تنهایی منم و شهری که شبای جمعش هست رویایی منم و دستای کریم اربابم ثار الله منم و اون نگاه پر تب و مهر زهرایی شبای حرم یادم نمیره میدونی دلم بد جور اسیره مادر تو می دونم دستم و میگیره کربلا این دل تنگم عقده ها دارد گوییا میل کربلا دارد یه مادری تو کاروون پرشونه فرزنده تا که نگاش می افته شیش ماهش داره می خنده تو کاروون دل سه ساله ای غصه چون داره دلش و به عمو آب الفضلش می بنده میگه عمو اروم جونمه عمویی تموم وجودم روی دوشش همه دنیا زیر پرمه ابا الفضل دلم گرفته دوباره این شبا برات دلم گرفته میبینی بازم چه جوری روز و شب و ازم گرفته دلم گرفته دلم اسیره غروب کربلا رو که یادم نمیره هر دفه آقا عکس ضریح و میبینم گریم میگیره خوابتو دیدم دوباره انگار که به آرزوم رسیدم باشه قبوله اصن برای دیدنت جونم و میدم چیزی ندارم فقط می تونم سرم و برات بیارم یه حالی میشم وقتی تو سجده سر رو تربتت میذارم بمیرم از غمت اقا همه ارزوم اینه وقتی ارباب من باشی نوکری خیلی شیرینه آقام آقام حسین آقام دوای دردم این دفه که بیام دیگه بر نمیگردم مثل همیشه بزرگی کن اگه که من جوونی کردم منو صدا کن مثل قدیم تو روضه ها من و نیگا کن حالم خرابه این روزا آقا واسه من خیلی دعا کن دل بی قراره ولی همیشه یه نفر هوامو داره هواتو کردم مگه میشه امام رضا تنهام بذاره صاحبمونه یه عمره رو قلبم دارم ازش نشونه خودش غریبه نمی ذاره که نوکرش غریب بمونه گلو بریده مثل تو کشته ای غریب کسی ندیده بمیره مادر کی اومده موی سر تو رو کشیده چه نا مرتب سرت به روی نی تنت به زیر مرکب سرت جدا شد جلو چشای خواهرت بی چاره زینب یه کاری کن که قلبم یه ذره آروم بشه می خوام بیام پیش تو یه کاری کن روم بشه روم بشه بازم بیام روم بشه بگم سلام روم بشه بازم بگم ای جان آقام درستش کن خراب کردم روی لطفت خیلی حساب کردم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.