
متن مداحی
میدونی که یک ماهه از حال تو بیخبر بودم بخد اعمه شاهده چقده چشم به در بودم چرا باید قرار ما تو کنج ویروونه باشه اخ که چقدر دلم میخواست موهام برات شونه باشه این چه قراریه این چه مرامی بود تو لب غرق خون من صورت کبود کاش که میشد باز چشمات به روی چشمم بازشه منو ببر جایی که عمو ابالفضل باشه میدونم یتیم شدم ولی نمیشه باورم تو رو خدا صدام بزن آخه منم یه دخترم بابا میشه یه بار دیگه منو تو آغوش بگیری بسه دیگه منو ببر رهام کن از این اسیری تا صدا میزدم من بابامو میخوام زود یکی میرسد درد میگرفت پاهام صورتمو میبینی این اثر دستاشه منو ببر جایی عمو ابالفضل باشه همه حرفا یک طرف منو غمی میده عداب ما بودیم سرتو بود وسط مجلس شراب یه غمی که شده کابوس همش پیش چشم منه اخ چجوری دلش اومد روی لبت چوب بزنه آه دیگه بسه این حال پریشونم آه بیتو یه لحظهام اینجا نمیمونم جای رقیه تنها تو آغوش باباشه منو ببر جایی که عمو اباالفضل باشه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.