
متن مداحی
میری با دیگرون میشینی پیش ما نیستی تا ببینی جدایی خیلی سخته مادرت اینو خوب میدونه که یتیمی تو این زمونه خدایی خیلی سخته آخه این چه دردیه اسیری و شب گردیه سه ساله رو زنجیر کنند خیلی دیگه نامردیه بابا، بابا، ببین دیگه بریدم بابا، بابا، به آخرش رسیدم یکی دو تا که غم ندارم چی بگم از یه مشت نامحرم که ماها رو میدیدند تو که خودت بودی تو بازار دیدی یه عده مردم آزار روسری مو کشیدند همونیکه سنگ میزد سرت رو با خون رنگ میزد میاومد و شادی کنون جلوی ما آهنگ میزد بابا، بابا، چه سخته دربه دری بابا، بابا، باید منو ببری فراموشم نمیشه بابا که جای من همیشه بابا روی دوش عموم بود یادته جای خوابم هر شب یا رو پای عمه زینب یا آغوش عموم بود بیا و حالا ببین یتیمِ خرابه نشین روی ناقه از هوش میره میوفته با صورت زمین بابا، بابا، می سوزه دست وپاهام بابا، بابا، میبینی تاره چشام
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.