
متن مداحی
میری و بدرقهی راه توئه دعای من خودتو بذار یهلحظه فاطمه به جای من حق بده اگه کنار بستر تو جون بدم دست و پا میزنی و میلرزه دست و پای من دل حسین به تو خوشه پاشو ببین حسن چشه خونِ رو میخ در داره زینبمونو میکشه وای مرو یازهرا(۲) نفسم بند اومده، دیگه نفس نفس نزن بال و پر پرندهی خسته تو این قفس نزن کار تو رسیده ایفاطمه جان به جایی که هی میگی به دخترت، به زخم بازو دست نزن حالا که نیستی زینب و ببینی تو لباس عروس تو رو خدا یه بار دیگه صورتشو فقط ببوس مادری از پسرِ تشنه لبش جدا میشه داره روضهی حسین تو خونمون به پا میشه پیرهنی که دوختی با دسته شکسته فاطمه نمیدونی که موقع غارت اون چهها میشه میگی تو دل خونه حسین جون تو و جون حسین قرارمون تو قتلگاه شام غریبون حسین
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.