
متن مداحی
نصرُ مِن الله و فتحٌ قریب خوش اومدی شهید شیبُ الخضیب میسوزه هر نفس وجودم، مثل پرستوی کبودم طَبَق برای چیه عمه، من که غذا نخواسته بودم رقیه جان پرده رو از طَبَق کشیدی، نترسیها اگه سر بریده دیدی، نترسیها اگه دیدی خاکی موهاش، نترسیها اگه دیدی خونیِ لبهاش، نترسیها نصرُ مِن الله و فتحٌ قریب خوش اومدی شهید شیبُ الخضیب چارهای ای تو چاره ساز کن، یتیمتو بیاو ناز کن تنگه دلم برا نگاهت، یه بار دیگه چشاتو باز کن بابا حسین اگه دیدی قدم خمیده، نترسیها اگه دیدی موهام سفیده، نترسیها اگه دیدی زخمیِ بازوم، نترسیها اگه دیدی شکسته پهلوم، نترسیها روی لبم با دست زدم بیامون نترسیها تا که بشه مثل لبت غرق خون نترسیها نصرُ مِن الله و فتحٌ قریب خوش اومدی شهید شیبُ الخضیب ببین که گوشۀ خرابم، خسته ازین همه عذابم یادم نمیره گفتی بابا، یه شب که اومدی به خوابم رقیه جان پشت سر قافله تنها، نترسیها نیمه شب تو دل صحرا، نترسیها اگه که داغ اومد رو داغت، نترسیها وقتی که زجر اومد سراغت، نترسیها فرشتهای بین یه عده گرگه نگم که چقدر دستای زجر بزرگه یه صدا میرسه یه دستی سمت صورتم بیهوا میرسه منو بزن اگه دلت خنک میشه هرچی بگم جواب من کتک میشه منو بزن پاتو نذار رو چادرم میخوای بخندی به زمین که میخورم بابا سرم شکسته، بالو پرم شکسته حُرمت بانوان، اهل حرم شکسته ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.