
متن مداحی
میشه بهم بگی سپردیمون به کی محرمامو دیدم روی، نیزه یکی یکی هنوز نخوردم آب که دارم اضطراب من و تو می رسیم به هم، تو مجلس شراب زینب تو با خولی، مسافر بازاره کی بین این نامردا، هوای مارو داره دیدم که افتادی به زیر دست و پا چیزی نموند ازت زیرِ، نیزه شکستهها هنوز میسوزم از آتیش خیمهها بچه یتیمارو زدن، مشت و لگد چرا مونده روی زمین پیکر تو رها السلام علیک من دفنه اهل القری خواهرت اگه نیست رفته شام بلا ریگ و رمل بیابون برات گرفتن عزا سید الشهدا
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.