
متن مداحی
میشینه پا میشه گریه میکنه یه جا تنها میشه گریه میکنه به یاد شلوغیِ تو قتلگاه هر جا دعوا میشه گریه میکنه وقتی یاد اون دقایق میکنه حق داره گریهی هِقهِق میکنه صحنههایی رو که آقامون دیده عاشق از شنیدنش دِق میکنه کفنی واسه تنِ بابا نداشت حتّی همراه خودش عبا نداشت دلش اصلاً نمیخواست اینجوری شه چارهای به غیر بوریا نداشت باباشو غریب گیر آورده بودن گلوشو با خنجر آزرده بودن کار دفن بدنش آسون نبود نانجیبا سرشو بُرده بودن آرزوش بود که دلی بیتاب نشه دست عمّه اسیر طناب نشه توی مجلسِ یزید دعا میکرد حرمله روبهرو با رباب نشه کوفهی خرابو یادش نمیره زحمت حجابو یادش نمیره اگرم چیزی فراموشش بشه مجلس شرابو یادش نمیره
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.