
متن مداحی
میمیرم و دمِ تو زنده میکند مرا قاریِ من صدات مسیحای زینب است از سربلندیِ تو سرافراز میشوم بالای نیزهها سرت آقای زینب است جانِ مرا گرفتهای و پس نمیدهی جای تو نیست بر سرِ نِی جای زینب است امروز که مشاهده کردی مرا زدند عین همین مشاهده فردای زینب است در طول زندگی پنجاه سالهام این اولین نماز فرادای زینب است این جلوههای مختلفِ روی نیزهات از ما رأیت إلا جمیلای زینب است دارند سمتِ من صدقه پرت میکنند خرمای نخلها جلوی پای زینب است هرچه زدند سنگ سرش آخ هم نگفت آخر حسین گرمِ تماشای زینب است سپردمت به خدا و به ریگهای بیابان سپردمت به غبار و خارهای مغیلان سپردمت به وحوش و به شیرهای درنده به مردمان دهاتی به آهوان پریشان به گوشِ خاک سپردم تو را بپوشاند به قصد اینکه نبیند کسی تو را عریان به باد گفتم اگر شد مرتبت بکند که تا دوباره نگردد خمیده مادر جان سپردمت به هرآنچه که بود به هرآنچه که هست اما تو سپردیام به که رفتی به دلقکان و به کنیزان و به زجر و به شمر و به خولی و به سنان و حرملهها *** مرزا رو بستن و با پای دل میام تو کوله بارمه فقط توشهی عشق عکسای خاطرات اربعینمه تو بایگانیِ دلم، پوشهی عشق من با مرور خاطرههای اربعین حالم عوض میشه یه روزی آخر میارم پیشت زندگیمو واسه همیشه دلمو گره زدم به شبکههای ضریحت کاشکی دستمو بگیری یه شب از لای ضریحت میدونم هوامو داری، هوای گدا رو داری من کربلا میخوام صدامو داری این صدای قلبِ منه که برای تو میزنه کربلا کربلا کربلا لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین (آن یتیمان که ز خرمای علی سیر شدند پای گودال رسیدند همگی شیر شدند) (مدعی بی خود نزد بیهوده لافِ عاشقی این حسین تنها یک عاشق دارد آنهم زینب است)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.