
متن مداحی
میگرید به حالم ماه و ستاره با دست بسته بر دارالعماره سرم جدا شد، با کام عطشان یابنالحیدر میا کوفه، حسینجان ای که رخسار تو آیات نور است اینجا حرف از سر و کنج تنور است بالای دارم من بر تو گریان یابنالحیدر میا کوفه حسینجان مهمانم من ولی سر به دیوارم عشق تو کشانده سوی بازارم چون گیسوی تو هستم پریشان یابنالحیدر میا کوفه حسینجان
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.