
متن مداحی
میخواست هرچه از تو خدایت، همان شدی عاشق شدی، شهید شدی، جاودان شدی باید بخوانمت، ششمین فرد پنج تن کُبراترین عقیلۀ این خاندان شدی صبر تو را چگونه بلا سر بیاورد زینب تو قبل از خلق شدن امتحان شدی دل شادی از شهادتِ عون و محمدت از اینکه چون حسین توهم بیجوان شدی وقتِ وداع و بوسۀ آخر چه بر تو رفت آرامِ جان که رفت تو هم نیمه جان شدی آئینهدار و قافله سالار و بیقرار بعد از حسین یک تنه یک کاروان شدی بارِ امانت است که بر دوش میکشی بیهوده نیست اینکه چُنین قد کمان شدی جان را چه قابل است، که بی هیچ وحشتی صد بار پیشمرگِ امام زمان شدی باید گلوی مرثیهها را فشرد و گفت کی بیقرار و مضطرب و ناتوان شدی شهری که چشم بود سراپای مردمش آنجا شهید طعنه و زخمِ زبان شدی ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.