
متن مداحی
میزند شمشیر به پسرِ حیدر با دو سه ضربه میکند محشر جَلَواتَش حق، سَکناتش حق بَر این اُبُهَت الله اکبر قدم به قدم به مصافِ عَدو چه بیباک و بیواهمه میرسد بابا بهم خورده نظم و نظامِ عَدو که شاهَنشَهِ علقمه میرسد ضربههاش کاری، جانم چه علمداری سرداری و سالاری، جانم ابوفاضل ماهِ تابانی، جانِ جانِ جانانی تو ساقی العطشانی، جانم ابوفاضل اِشکیم آقا جانیم آقا دُنیا آقا، ابوفاضل پهلوان مرد و یَلِ پیکاره معرکه تویِ مُشتش همواره عالمُالحربِ، میزنه ضربه لشکرِ دشمن شده بیچاره جنابِ ابالفضل به میدان زده چو شیرِ ظَفر نعره سر میدهد اَنَ ابنُ علی گفتنش بیگمان زِ غوغایِ محشر خبر میدهد عباس آومده به میدون آقام آقام آقام فطرتِ پاکی، بی باکی و چالاکی تو خواجهی لولاکی، جانم ابوفاضل عِصمت اللهای، فتاحی و مفتاحی قرصِ قَمرِ شاهی، جانم ابوفاضل اَشکیم آقا دُنیام آقا مولام آقا، ابالفضل یا ابالفضل یا سیدی یا ابالفضل یا سیدی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.