
متن مداحی
میشود لطف خدا عائد مهمان خدا سفره را پهن کنید آمده مهمان خدا جمع کن دست تهی، کوهِ طلا از روی خاک چون که یکدست شدند این همه آلوده و پاک باز تحویل گرفتند مرا مثل قدیم راه دادند مرا در نزده پیش کریم دوری از خانهی او آتشِ جانم شده بود یازده ماه نبودم نگرانم شده بود قیمتیتر شده عبدی که خریدار نداشت به گنهکاریِ من هیچ کسی کار نداشت دو بهار آمد و غم از دل من کاسته شد گُل اگر بود به این سبزه هم آراسته شد هر چه را شر شده خیرُالعملش کرده علی اولِ سال گدا را بغلش کرده علی دیدهبوسیِ پدر عیدیِ فرزندِ بد است برکت سال جدیدم دَم حیدر مدد است رطب سفرهام از نخل غم پنج تن است دَم افطار لبِ تشنه، ذکر حسن است بعد هر ذکرِ حسن، ذکر تو زیباست حسین گریهی اولِ سالِ همهی ماست حسین السلام ای سرِ صدچاک مصیبت دیده ای که به هر گریهی تو شمر و سنان خندیده تشنه بودی و فقط نیزه به خوردت دادند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.