
متن مداحی
زینب به رقیه عزت آموخت درس ادب و فضیلت آموخت نازم به کلاس درس زینب بر دخت سه ساله حکمت آموخت این طفل به زیر تازیانه از فاطمه معنویت آموخت سیلی که زدن رخ عیان کرد از عمهاش استقامت آموخت ***** گفت بابا یاد داری مدینه موقع خواب دست تو بود بالش سر من هر زمانی که صدایت کردم گفتی جانم دختر من بابا بعد تو عمه هم زد گرهی محکمی به معجر من علتش را سوال کردم گفت دشمنت بی حیاست دختر من بابا یاد داری تو روی نی بودی من هم از پشت ناقه افتادم گریه کردی برای من منم از دور بر تو بوسه میدادم ***** سوخت دامنم، پیراهنم هنوز جای تازیونه موند رو تنم حرف بزنم، حرف نزنم تا گفتم بابا میخوام، زد تو دهنم بابا، بابا، بابا، بابا فرق منو و پروانه در این است پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.