
متن مداحی
نام زینب میبرم حالم پریشان میشود نام زینب میبرم این ابر، باران میشود نامِ زینب بردم و دریا مؤدّب ایستاد باز اقیانوسِ ناآرام طوفان میشود چادرش قدری بتابد، آب میگردد زمین روزها در سایهاش خورشید پنهان میشود در دعا میایستد، محراب حیرت میکند از مناجاتِ شبش سلمان مسلمان میشود در مدینه سالها زهرا صدایش میکنند وقتِ تفسیرش خودِ جبریل دربان میشود خَم نشد زانوی عبّاسش بجز در پای او تا به مَحمِل میرود، اکبر شتربان میشود یک قدم خانم بیاید، کوفه میپیچد به هم یک قدم بیبی بکوبد، شام ویران میشود واژههایش خطبه شد، نهجالبلاغه جمع شد خطبه نه، تیغ علی انگار عریان میشود کیست این؟!، زهرا؟!، علی؟!، شاید حسن، شاید حسین حق بِده آئینه از این اوج حیران میشود
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.