
متن مداحی
نترس آقا پای هیچ نامحرمی به خیمه ی شاه نمیره ... نترس آقا قاتلت رو سینه ی زخمی تو راه نمیره نترس آقا قسمت سر و لب و دهان تو سنگ نمیشه ... نترس آقا سر دزدیدن پیراهن تو جنگ نمیشه اما آقا آه از اون لحظه ای که جدتو بی هوا می زدن ... از تیر و نیزه ها که خسته میشدن با پا می زدن .. نه فقط با خنجر و نیزه و شمشیر و کمان ... عده ای گدا پادشاه با عصا می زدن ... بدنو جدا ، سرو جدا می زدن ... تن پاره پارتو چرا می زدن ... ***** نترس آقا که در خونه ی تو روضه ی مسماری نداره ... نترس آقا با زن و بچه ی تو هیچ کسی کاری نداره ... نترس آقا که توی خونه ی تو هیچ زن حامله ای نیست ... اما آقا آه از اون دقیقه ای که طعنه با حسن می زدن ... مال حیدرو به اسم خودشون سند می زدن ... توی خونه ی خودش جلوی چشم بچه هاش ... پشت در مادر حامله رو لگد می زدن ... پشت پا به یا علی مدد می زدن ... مادرت فاطمه رو چه بد می زدن ... ***** نترس آقا تو رو کشتن ولی سر نیزه به موهات نبستن ... نترس آقا سر تو سه روز به دروازه ی ساعات نبستن ... نترس آقا بعد تو اهل و عیالت سر بازارو ندیدن نترس آقا دخترات محله ی برده فروشا رو ندیدن اما آقا آه از اون ساعتی که به دست و پا طناب می زدن ... دختر فاطمه رو تو مجلس شراب می زدن ... نترس آقا ... حسین ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.