
متن مداحی
ندارم دستت از دامن به جز در خاک آن دم هم که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت دستم نغمه ی زیر و بم تویی شورش محتشم تویی میکده را سبو تویی بتکده را صنم تویی کوی تو را قلندرم آب گذشته از سرم آن که رگ گردن خود به پاش میزنم، تویی کوه تویی، کاه منم بنده ی درگاه منم جرأت نعره ی مرا زاد تویی، جَنَم تویی عاشق روز محشرم تا که به دیده بنگرم دست خداست یک عَلَم صاحب آن علم تویی ای که در آسمان هر غمزده، مهتاب تویی حسین ارباب تو و بهر من ارباب، تویی ذره منم، مور منم وصله ی ناجور منم کور منم، دور منم شمس جهان تاب تویی صید حسین اگر شدم دانه ی آن دام تویی ماهی بی تاب منم حلقه ی قلاب تویی بعد تو خنده بر لب اهل حرم حرام شد کار تو تا تمام شد کار حرم تمام شد به راه، فانوس تویی به عشق قاموس تویی نقش لبِ پنج امام هست به روی دست تو آن که به پایش آمده ملک به پا بوس، تویی کشته ی شمشیر نه ای پَر زده از تیر نه ای مُرده ای از خجالت و کشته ی ناموس تویی آن که ز رفعتش شده حسرت سیمرغ، تویی آن که ز رأفتش زده طعنه به ققنوس تویی خلق میداند که در بهداری قرب حسین دردها را جملگی عباس درمان میکند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.