
متن مداحی
ندیده غیر خدا، اولِ زمانش را نرفته غیر نبی، اوجِ آسمانش را سری نمانده که از بس به او نرفته ز هوش نمانده گوش که نشنیده داستانش را سری نمانده که از وصف او نرفته ز هوش نمانده گوش که نشنیده داستانش را به خاکبوسیِ این خانه دلخوشیم ، از ما خدا کند که نگیرند آستانش را به آن دهان که مَتاعی به جز علی دارد بگو که تخته کند تا ابد دکانش را پیمبران اولوالعزم شیعهاش هستند چرا که اجر عظیمیست پیروانش را اگر رسول نگوید علی ولیاللّه خدا نمیشنود لحظهای اذانش را کسی که در وسط کارزارِ پیغمبر هزار مرتبه پس داده امتحانش را کسی که کَند درِ قلعه را به دست امّا به زور زانوی خود خُرد کرد نانش را نه استخوان گلویش، نه خار در چشمش فراق یار جوانش بُرید امانش را به جز علی چه کسی نیمهشب تک و تنها به دست خویش کفن کرده است جانش را شکست پهلوی مادر، شکست فرق پدر خدا به خیر کند چوب خِیزَرانش را
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.