
متن مداحی
نروم از سر کویت چه برانی چه بخوانی به خدائیت قسم برتر از آنی که برانی به تو مأنوسم و یکدم زِ تو مأیوس نگردم چه به عرشم بکشانی چه به خاکم بنشانی بنوازی بگدازی تو حکیمی تو بصیری بکشی زنده کنی مصلحت از توست تو دانی من بیچاره به غفلت زِ تو هر سو بگریزم تو کرامت کنی و باز به سویت بکشانی که مرا میدهد از لطف پناهی؟ تو پناهی که تواند گره از من بگشاید؟ تو توانی چه عذابم کنی از خشم و چه از مهر ببخشی این محال است که از مملکت خود تو برانی هرچه خواهی به سرم آر ولی روی مگردان هرچه دادی بستان لیک خودت را نستانی وای از سختی جان کندن و از لحظهی مرگم تو مگر پیشتر از مرگ، علی را برسانی "میثم" از کوی تو جایی نرود گفتم و گویم نروم از سر کویت چه برانی چه بخوانی ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.