
متن مداحی
نزدیک مغرب است خدایا چه میشود؟ کشتی شکست خوردهی دریا چه میشود؟ با چکمههای بند نبسته رسیده شمر با زخمهای سینهی بابا چه میشود؟ حسین جان... **** تا که به سوی کوی تو آیم نشانه نیست یک رهنمای راه بلد در زمانه نیست اذن دخول روضهی ارباب نام توست صاحب عزا بجز تو در این آستانه نیست آرامشی که هست مرا بین روضه است جز هیئتت برای دلم آشیانه نیست با کمترین بهانه بگیری تو دست ما ای وای در بساط دلم یک بهانه نیست هر قفل را کلید ادب باز میکند غیر از ادب که نور در این صحن خانه نیست آقا بیا که بی تو گنهکارتر شدم جز لطف چشم تو مددی در میانه نیست زینب رسید و خاطرهها را مرور کرد از بین نیزه شکسته عبور کرد آهی کشید و گفت: أنت اخی حسین؟ اینجا گریز روضه ی ما جفت و جور کرد بشنید یا اخی الیً صبور باش دل را به امر حنجر پاره صبور کرد در آخرین دقایق گودال قتلگاه هر نیزهای به گونهای عرض حضور کرد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.