
متن مداحی
نشان خدایی ولی بی نشانه2 تو خورشید حیدر به دفن شبانه غمت تازه مانده، چنان ضرب سیلی زده روضه ی تو به دل تازیانه آه تو جان رسول خدایی تو خود سوره هل اتایی قرار دل مرتضایی جان و دل مصطفا (سیدتی یازهرا) 4 ای هستی مرتضا (سیدتی یازهرا) 4 *** غم خود نداری، غمت بی کران است که روی دعایت به همسایگان است غمت خانه دار دل مرتضا شد غمت بیت الاحزان بی سایه بان است آه تو ای یاس مجروح و مضطر که مِهر تو مزد پیمبر چه تنها شده بی تو حیدر جان و دل مصطفا (سیدتی یازهرا) 4 ای هستی مرتضا (سیدتی یازهرا) 4 *** چه شد جان من از علی رو گرفتی که رنگ کبودی به بازو گرفتی تو ماه و تو بدری، تو شب های قدری تو دریای عشقی که پهلو گرفتی ای حیای تو احیای انسان توسل به تو راز ایمان به ذکر تو زنده، شهیدان جان و دل مصطفا (سیدتی یازهرا) 4 ای هستی مرتضا (سیدتی یازهرا) 4 ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.