
متن مداحی
نعل تازه سنگ راهم نرم نرمش میکند این چنین شرحی برای جسم درهم داده شد ساربان بی مروت دست بردارش نبود تک تک انگشتهایش پای خاتم داده شد *** وقتی محرم میرسه تو روضه سینهزنا رو میخره رقیه اسمتو وقتی میگم اشکم میاد اسم تو گریه آوره رقیه پر از گناهه دل من ولی باز منو تو جمع نوکرات میزاری همیشه حاجتامو میدی بهم قد امامحسن کرامت داری من که به جز تو کسیو ندارم دلم خوشه به این که هستم گدات نوکریت رو به سلطنت نمیدهم سرم بلنده چون میافتم به پات با دستهای کوچیکتون همیشه به ما میدی برات کربوبلا تو مثل همیشه شب سوم بازم روضه می خونم از زبون شما خرابه سرده کف پام میسوزه زندگی تو ویرونه خیلی بده ببین چه نامرتبه وضع من ببین که بی تو چی سرم اومده دیگه منو ببر کنار خودت زندگی واسه من عذابه بابا این چیزایی که دور دست منه النگو نیست ! جای طنابه بابا دختر تو شبیه باباش داره زخمهای بی عدد روی صورتش زجر کشیده دختر تو وقتی که زجر کشیده زد توی صورتش یه دختر شامی همیشه اینجا با طعنههاش سر به سرم میزاره خم میکنه قدش رو آخه میخواد ادای دخترت رو دربیاره خبر داری که بعد رفتن تو سه ساله قد کشیده قد صد سال یه لحظه غم از یاد من نمیره روزی که افتاده بودی توی گودال چرا هیچکی نمیفهمه خرابه جای دختر نیست چشای هیچکسی قد چشای دخترت تر نیست خرابه خیلی بیرحمه میترسم از شب تارش خلاصه آخرش تو خواب سرت میریزه دیوارش *** خدا مرگم بده دورت بگردم من از مهمون پذیرایی نکردم خدا مرگم بده رنگم پریده تو بابای منی سر بریده خدا مرگم بده آروم ندارم سرت رو روی دامنم میذارم بخواب امشب رو که فردا باید باهم بریم بازار ببینم میخری واسم لباس روشن گلدار؟ بخواب امشب رو که فردا خودت دنیامو میسازی منو بازی ام نداد هیچکی بریم تو کوچهها بازی خدا خیرت بده بابای خسته میشه نازم کنی دلم شکسته؟ خدا خیرت بده بابای خسته میشه نازم کنی پهلوم شکسته؟ خدا خیرت بده که خیلی مردی خوش اومدی ولی بوسم نکردی! خدا خیرت بده بمون کنارم که نگن دخترا بابا ندارن تموم آسمونا رو به دنبال سرت بودم با اینکه توی هر منزل کنار خواهرت بودم میبینی کار دنیا رو ؟ تو رو دیدم که تو تشتی همه گفتند که سفر رفتی. چرا اینجوری برگشتی؟ (خدا صبرم بده سنگ صبورم تو مجلس یزید شکست غرورم)۲ خدا صبرم بده دردم همینه خدا صبرش بده آ از سکینه خدا صبرم بده دیگه بریدم توی بزم حرام چیا شنیدم نمیگم از غصههام نمیگم از شهر شام دلم نمیاد که تو دلت بگیره برام اصلا لباسم پاره نیست رخت تنم ابریشمه اصلا کسی ما رو نزد گوشوارههامم پیشمه غصه نخور حال رقیه عالیه جای تو هم کنارمون توی خرابه خالیه تاج سرم غصه نخور به خاطرم شکسته نیست بال و پرم یکی اومد روبروم یه سیلی زد باز به روم میخواست که این لحظه رو رو نی بیینه عموم هر لحظه پای نیزهها زخمی شده احساس من خون گریه کرده روی نی چشم عمو عباس من نیزهی بد پس بده آغوش منو خونِ دل عموم که دید پارگی گوش منو خونِ دلش منو میزد مقابلش همون که بوده قاتلش کو تن تو؟ بگو چیشد پیکر تو؟ بوی تنور و بوی نون میوزه از رو سر تو
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.