
متن مداحی
نفس بکش حتی برای یک لحظه بودن تو واسم آرامش محضه نمیبرم از یاد نگاه آخر رو حق بده نشناسم پیکر بی سر رو تمومه حسین رو برومه حسین خودت بگو که پیکرت کدومه حسین **** از سرشون زیاد بودی، (کمت کردن) ۲ **** چی اومد سرت؟ سرتو برید رو چادر مادرت چه بد میزنه عمه رو به جای من لگد میزنه **** بمیره مادرت، تعارفی چرا شده بریدن سرت عجب بساطیه، انگاری اعضای تن تو صلواتیه **** خواهرت به نفس نفس افتاد خیمه دست شمر و شبث افتاد نفس بکش مادرت پس افتاد ای وای من مقتل میگه از مادرم خواستی نتونستی روی پاهات وایستی آه آوردن پیرهنتو راستی خیمه نفرست اسب بی صاحب رو **** رأس تو میرود بالای نیزهها من جار میزنم پایین نیزهها آه ای ستارهی دنبالهدار من زخمیترین سر نیزه سوار من همه منتظرن مادرش برسه کاش صدای برادر به خواهرش برسه دست قاتل اگر به سرش برسه آی خدا به داد موی دخترش برسه همونیکه ازم پدرم رو گرفت با یه عده حرومی دور حرم رو گرفت تو نبودی به زور معجرم رو گرفت اومدم فرار کنم موی سرم رو گرفت **** غوغا غوغا غوغا شد سر بردن عبا دعوا شد **** کرب و بلا غوغا غوغا غوغا غوغا صدای نالۀ زهرا زهرا زهرا زهرا **** (بُنیَ) **** هر شب باید مجنونت شم لیلا کیه لیلا تویی قربونت شم بی سر و بی سامونت شم کاشکی یک شب کرب و بلا مهمونت شم بزرگترین سرمایه با حرمش همسایه بهش میگن آقای اباعبدالله ولم کنه بیچارم همش میگم با یارم که من تو رو دوست دارم اباعبدالله آقای عزیز ما آقای اباعبدالله دوستت داریم **** بیچارم نکن درمون دردم بد تا نکردم تا حالا با تو دورت بگردم پای تو تا قیامت میمونم لیلی مجنونم ای بند جونم تا روز محشر میخونم (حسین آقاجان) ۳ ای آقاجان **** این شال روضشو میبنده کمرش میگه اینو کربلا خریدمش اولین باری که قسمتم شده به ضریح قدیمیه کشیدمش به سرش یاد رفیقایی که پای هم سینه زدن افتاده اون رفیقی که علمکش بوده کربلا ندیده و جون داده رو میزنم به تو یاایهاالعزیز آقا مسیحیه باز آورده مریض مرده روی سرش آب حیات بریز تو همونیکه به من بهاء دادی به پات افتادم و کربلا دادی تو همونیکه دم میدون مرگ مادر مریضمو شفا دادی نشد آقا که یه بار رو بزنم روی نوکرت رو بندازی زمین حاجتامو دونه دونه بم دادی با یه نذر سفرهی ام بنین جون بم دوباره داد بوی یاس حرم تو گوشمه صدا یا عباس حرم آرزومه بشم من عکاس حرم زیر و رو کرد منو کربلای تو یادمه یه بار پایین پای تو یه دهاتی رو دیدم گریه میکرد یه کفن خریده بود برای تو گریه میکرد با تو دردودل میکرد با همون لحن دهاتی وارش میگفت آقا شنیدم بی کفنی داد میزد کفن نمیاد به کارش این پیرمرد کجا اون پیرمرد کجا که با خنده اومد در بین قتلگاه پاشو هی میکوبید میزد به تو عصا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.