
متن مداحی
نفس نمونده نفس بگیری کاش بشه معجرای ما رو پس بگیری تو رو عزیزت به جا نیاورد چقدر که این سنان من و با خنده آزرد وای حسین ... خواهرت از پا افتاده بود وقتی از پا افتادم حسین آب نمیخوام وقتی دیدمت تشنه لب جون میدادی حسین گریه کرده آب از ماتمت در نایاب محروم از لبت با همون بغض توی گلو میبوسه رگهاتو زینبت چشاتو دیدم که نیمهبازه پاشو داداش بریم حرم وقت نمازه وای حسین ... نذار که از من تو رو بگیره دلت میاد ببینی خواهرت میمیره لحظههای آخره این صدای خواهره تو با سی هزار نفر جنگی نابرابره لحظههای آخره خنجر روی حنجره وقت ذبحه و سرت روی پای مادره (ای وای ای وای حسین ) لحظههای آخره اطراف تو محشره انگشتر بره ولی انگشت و کی میبره؟ لحظههای آخره این از همه بدتره این که دست به دست میشه گوی بازی نیست سره (ای وای ای وای حسین ) لحظههای آخره نیزه پشت خنجره از تعداد این سپاه زخمای تو بیشتره لحظههای آخره بوزینه رو منبره چکمه پشت سینهی فرزند پیمبره (ای وای ای وای حسین )
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.