
متن مداحی
نمیدانم چرا در اضطرابم برادر جان ببین من بیقرارم در این وادی دلِ زارم شکسته غبار غم به روی من نشسته زمینش میدهد بوی جدایی به گوشم میرسد سوزِ صدایی صدای نالهی مادر میآید صدای گریهی اصغر میآید زمین کربلا غم دارد انگار هوای اشک و ماتم دارد انگار آی برادر تابِ دل کَندن ندارم غمی دارم که میخواهم ببارم علیاصغرِ تو شیرخوارهست سهساله دخترِ تو بیقرار است ولی خوشحال از این که قمر هست برای خیمهها میر و سپر هست **** روضهخون بخون بخون از حال و روز کارِوون بخون از اشک چشم آسمون وای وای وای روضهخون بخون بخون که اینجا میده بوی خون بخون از دل غم اسیره که زینب داره میمیره میگه میترسم که این خاک حسینو از من بگیره **** آیا نگفتم خاتمت را در بیاور راحت شدی انگشترت را ساربان برد **** روضهخون نخون دعا کن واسه طفل بیزبون رو لبها جای شیر نشینه خون دعا کن خواهر نبینه که قاتل رو سینه میشینه سرِ سقّا از رو نیزه، سرِ بیمعجر نبینه **** گمون کنم که اصلاً زجر دختر نداره خوابم بُرد رو ناقه ولی باور نداره **** سلام خانم ایّتها الصِدیقةُ الشهیده گنبدتم مثل موهات سفیده
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.