
متن مداحی
نمیخوام به نوکریت فقط عادت بکنم دوست دارم هرجا میرم از تو صحبت بکنم شیعَتی مهما شَربتُمْ ماءٍ عَذْب فَاذکُرونی تا قیامت بهخدا تو قلبمونی اَوْ سَمِعتُمْ بغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبونی الهی فدای اون لبای خونی غم یه دنیا تو چشمای تَرت بود آبی که بستن روت مِهر مادرت بود میزدنت، به ضرب نیزه و خنجر میزدنت به پیش دیدهی مادر میزدنت، میزدنت عجیب میزدنت داره میغلته بین خاک و خونها بدنت عجیب میزدنت نیزهشو بیهوا زدش سنان به تنت یا اباعبدالله... دست و پا نزن توی گودال خون میره ازت میری از حال شمر اومد با خنجرش خوشحال خدا رحم کنه... الشِمر جالسٌ، نفس مادرش گرفت سر رو بُرید و روبهروی خواهرش گرفت شیعَتی مهما شَربتُمْ ماءٍ عَذْب فَاذکُرونی تا قیامت بهخدا تو قلبمونی اَوْ سَمِعتُمْ بغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبونی الهی فدای اون لبای خونی آخ غریب گیر آوردنت با نیزه زد تو دهنت غریب گیر آوردنت خاک کربلا حسین خونهی آخرته روضهی باز واسه ما گریهی مادرته وَ أنَا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُرْمٍ قَتَلونی آره این شده جواب مهربونی وَ بجُرْدِ الْخَیْلِ بَعْدَ الْقَتْلِ عَمْداً سَحِقونی چه خوبه وقتی خودت روضه میخونی درست همونجا که صحبت سرت بود آقا فقط فکرت پیش دخترت بود درست همونجا که صحبت سرت بود آقا فقط فکرت پیش همسرت بود نزن بهش، ضربه نزن به گردنش نزن بهش، از رو گلو پاتو بکِش رو خاک ریخته پَرِش پنجهی قاتلش رسید به موهای سرش و الشِمر جالسٌ، نفس انبیاء گرفت خورشید تیره گشت و دوباره هوا گرفت دارد تمام عرش خدا میخورد زمین و الشِمر جالسٌ همه عالم عزا گرفت و الشِمر جالسٌ همه جا زیر و رو شده خنجر به روی حنجر آقای ما گرفت و الشِمر جالسٌ، تن صد چاک روی خاک و الشِمر جالسٌ، نفس مصطفی گرفت **** گلی گم کردهام میجویم او را به هر گل میرسم میبوسم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه، به تن داشت اگر کشتند چرا آبت ندادند کفن بر جسم صدچاکت ندادند برادر جان سلیمانِ زمانی چرا انگشت و انگشتر نداری **** بُنَیَّ قتلوکَ، ذبحوکَ، و مِن الشُربِ الماء منعوکَ و الشِمر جالسٌ، نفس مادرش گرفت **** غروب شد آفتاب نشست شمر ولی از تنت پا نشد اذون شد، نمازش رو بست راه حلقت ولی باز نشد یک زن تنهام چطور شمرو ازت جدا کنم پاشو اذون مغربه، من به کی اقتدا کنم بأیّ ذنب قتلت، تنت شده زیر و زبَر اینجا شبیه مدینهست چند نفر به یک نفر **** کمک کنید به بابام حیدر کمک کنید آتیش گرفت در کمک کنید چادر مادر، کمک کنید کار زنونه شد فضّه رو صدا زد به علی نگفت مادرم حیا کرد **** غروب شد آفتاب نشست شمر ولی از تنت پا نشد اذون شد، نمازش رو بست راه حلقت ولی باز نشد یتیم گیرآوردنت... **** وقتی تو مدینه بودیم یادته غمها رو از دل زدودیم یادته دست تو بود به دستم یادته روی زانوت مینشستم یادته بابا گلوم زخمی شده آب مینوشم، درد میکنه گوشوارههامو کشیدن بابام گوشم درد میکنه **** اومدم زیارتت با گریه، با زاری تو هنوزم وسط بازاری خیلی روضهی نگفته داری سلام خانم ایّتها الصدیقة الشهیدة گنبدت هم مثل موهات سفیده **** من اگر گریه برایت نکنم میمیرم من اگر سینه برایت نزنم میمیرم من اگر ناله برایت نزنم میمیرم لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.