
متن مداحی
نهان از چشم طفلان آمدم گیرم سر راهت که گیری در بغل یک بار دیگر دختر خود را اگر نازی کند دختر خریدارش بُود بابا بزرگی کن ببوس این دخترِکوچکتر خود را ز دورا دور دیدم عمه زیر حنجرت بوسد مگر آماده کردی بهر خنجر، حنجر خود را مرا یک حرف باشد با تو آن هم از عطش مُردم برو در علقمه فرمان بده آب آور خود را به گهواره نظر انداختم دیدم بُود خالی کجا بردی نیاوردی علیِ اصغر خود را شنیدم ساربان بی حیا مانده در این صحرا برای حفظ انگشتت مبر انگشتر خود را
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.