
متن مداحی
نه آب بود، نه آتش، نه خاک بود، نه باد معلّم ازلی یا حسین یادم داد اگر که خاکِ درِ آستان او نشوم تنم غبارِ هوا و سرم روَد بر باد دلی که گشت اسیرِ تو، محفلش روشن کسی که گشت خرابِ تو، خانهاش آباد لبی که از تو نگوید زِ هم نگردد باز دلی که بر تو نسوزد خوراک آتش باد **** هنوز شیر ننوشیده، دیده نگشوده به بزم روضهی تو گریه را گرفتم **** چگونه بر لب دریا تشنهلب کشتن؟ زیاد باد به دوزخ عذاب ابنزیاد **** بلندمرتبه شاهی زِ صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد تا که عمّامه از سرت افتاد تیر خوردی و پیکرت افتاد یک سهشعبه دوباره حرمله زد تپش قلبِ اطهرت افتاد مثل اصغر سرت که بالا رفت نیزهای بین حنجرت افتاد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.