
متن مداحی
نه از لباس کهنهات نه از سرت شناختم تو را به بوی آشنای مادرت شناختم ای کاش وقتی پیرهن دادم به دستت از دست تو انگشترت را میگرفتم انگشت تو راه بهشتش را نشان میداد افسوس تنها ساربان انگشترت را دید مهمومٌ، اشهد انّکَ قُتِلتَ مظلوما عریانا، اشهد انّکَ قُتِلتَ عطشانا نگران بودی تو نه فکر نیزه و تیر و سنان بودی فکر خواهرا تو شام غریبان بودی
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.