
متن مداحی
نه، تو اصلا به فکر کشتار نبودی نه، تو فقط حیدر کرار نبودی نه، تو یتیم نواز بودی یوسف حجاز بودی تو همونی که توی جمل با چشمای تَر از بالا سرِ جنازهها گذر میکردی تا سه روز به کشتهها نماز میخوندی تازه از فراریاشونم صرف نظر میکردی (بر خود که مُرید حیدرم مینازم) بالإجبار میزد، راضی نبود به کشتن و ناچار میزد سیاه لشکر و نمیزد و سردار میزد انگاه یه شیر به گلهی کفتار میزد حیدر حیدر... نه، تو شبیه پادشاهها نبودی نه، تو که فکر مال دنیا نبودی نه، همدم عوام بودی یک کلام امام بودی تو بزرگی و شجاعت اونقده مردی که واسه خلخالِ زنِ یهودیام غمگینی توی معرکهام تا یک نفر میاد رو در روت وقت ضربه هفت تا نسل بعدشم میبینی فقط سر میزد، تا رو دُلدل مینشست و به لشکر میزد جبرئیل دلش برا دیدنش پر میزد خدا حرف خصوصیاش و به حیدر میزد حیدر حیدر...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.