
متن مداحی
نه تو اصلا به فکر کشتار نبودی نه تو فقط حیدر کرّار نبودی نه تو یتیمنواز بودی یوسف حجاز بودی تو همونی که توی جَمل با چشمای تر از بالاسر جنازهها گذر میکردی تا سه روز به کشتهها نماز میخوندی تازه از فراریهاشونم صرفنظر میکردی بالاجبار میزد راضی نبود به کشتن و ناچار میزد سیاهلشکرو نمیزد و سردار میزد انگار یه شیر به گلّهی کفتار میزد حیدر حیدر... **** زینب همان کسیست که در راه عفّتش عباس میدهد، نخِ معجر نمیدهد قیام میکنم، قیام میکنم برسم شام کارو تمام میکنم به شاه نجف سلام میکنم خوابو به چشم عدو حرام میکنم من زینبم عقیدهی من آزادگی من اُسوهی مقاومت و ایستادگی شمشیر اگر دهند بجنگم به سادگی با ذوالفقار نسبت من خانوادگی عقیله منم، عقیله منم به عالَم سیّدهی جلیله منم به صوتِ علی تکلّم کنم که الآن حیدرِ این قبیله منم سیّدتی یا زینب...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.