
متن مداحی
نگاش به سَمت آسمون ستارهها رو میشمرد خسته میشد بلند میشد زخمای پا رو میشمرد یکی دو تا و هَفت زخم دستی رو پاهاش میکشید زخمای پا تموم میشد زَخمای دستاشو میدید به ماه آسمون میگفت، شمع شبستون منی یاد عمو بخیر که تو مثلِ عمو جون منی راستی تو از تو آسمون ببین بابای من کجاست بهش بگو که دخترت ساکِن تو خرابههاست بهش بگو دختری که شونه به موهاش میزدی جون به لبش رسیده و تو از سَفر نیومدی من را ببخش اگر که لُکنت زبان گرفتم آخر شکسته دستی دندان شیریاَم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.