
متن مداحی
(نگران بودی کاش علمدارت بوددر امان بودی) ۲ (نگران بودی کُشتهی گرسنهی دم اذان بودی نگران بودی) ۲ گریه به اون ساعت گرم و تار میکنم مثل رباب از سایه فرار میکنم حالمو به داغ حسین دچار میکنم مثل رباب ازسایه فرار میکنم اون همه فریاد زدی حریف دِرهم نشد حتی علی اکبرم اینقده دَرهم نشد غریب مادر حسین... روسیاه بودن نصف جمعیت همه تو قتلگاه بودن بیادب بودن خیلیهاشون از کشتنت عقب بودن، بیادب بودن نیمهی شب گریه به اون لباس میکنم خواب میبینم به شمر التماس میکنم تنت از زیر لگد خلاص میکنم خواب میبینم به شمر التماس میکنم نیزه خم میشد هر چه بیشتر میگذشت از تو کم میشد دشمنت بودن خیلیها فکر بعد کشتنت بودن دشمنت بودن روضهی قتلگاه تو، مرور میکنم از بغل تن زخمی عبور میکنم الان گمان میکنم سنان رو دور میکنم با چادرم کفن برا تو جور میکنم (پنجه توی موت زدن سنگ به اَبروت زدن مادرت اومد حسین لگد به پهلوت زدن) ۲ هیچکسی دلواپس سوختن شب نشد میبینم تنی رو که آخر شب جمع نشد حسین من وای حسین... یه کنج از این قتلگاه به زینبم جا بده من نرسیدم حسین به تو خدا شاهده زمین که خوردی تو رو از سر مقتل زدن تا ته گودال حسین تو رو مفصل زدن (رأس تو میرود بالای نیزهها) ۲ من زار میزنم در پای نیزهها
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.