
متن مداحی
نگفتی من دل دارم رفتی نگفتی دختر داری رفتی بدون اینکه بار غم را از رو دلم برداری رفتی حالا من بدون تو کجا برم حالا من بدون تو چکار کنم اینقدر گریه میکنم که نیمه شب از خواب ناز سرت رو بیدار کنم های های های دلم بابا های های های سرم بابا از بس زدنم، کمرم بابا ندیدی ما رو روی ناقه دیدم رها شد موهات در باد سرم روی پای عمّه بود که از روی نیزه سرتو افتاد کاش میشد سر تو رو بغل کنم کاش میشد سر تو رو رها کنه بابا کی دلش اومد که اینجوری رگ های گردنتو جدا کنه آی آی آی لبم خونی آی آی آی لبت خونی گفتی کی میریم ما به مهمونی یادم نمیره دشمنت میگفت بالای نی می بینی باباتو رو نیزه دیدم چشمات وا بود هیچکی نبود ببنده چشماتو میدیدی که بچه هات تو دست و پان میدید ی که بچه هات تو آتیشن میدیدی رو خارای بیابونا دارن دختراتو بابا میکشن
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.